الشيخ أبو الفتوح الرازي

157

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

تقدير آن است كه : و قلنا لهم * ( كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعامَكُمْ ) * ، و گفتيم ايشان را كه : بخورى ، صورت امر است و مراد اباحت ، و بچرانيد ( 1 ) در او چهار پايانتان را چه اين نباتها بعضى طعمهء شماست و بهرى ( 2 ) طعمهء چهار پايان شماست ، چه آن چهار پايان را هم براى شما مىپرورم تا بهرى ( 3 ) مأكول شما ( 4 ) باشند و بهرى را شيرش مشروب تو ( 5 ) باشد و بهرى مركوب تو ( 6 ) باشد ، و مثله قوله : وَفاكِهَةً وَأَبًّا ، مَتاعاً لَكُمْ وَلأَنْعامِكُمْ ( 7 ) ، تا متاع باشد شما را و چهار پايان شما را . و اگر مشروح گفتى ، تقدير چنين است : كلوا منها و ارعوا انعامكم فيها ، اوكلوا ما يؤكل و ارعوا انعامكم فيما لا يؤكل ، آنچه طعمهء تو است تو مىخور ، آنچه خورد تو را نشايد ، چهار پايانت را مىده ، كه : * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ ) * ، در اين كه برفت و شرح داده شد آياتى و دلالاتى ( 8 ) هست خداوندان عقلها را ، و عقل را براى آن « نهى » خوانند كه او نهى كند خداوندش را از بسيار چيزها . و گفتند : جمع است ، واحدش نهيه باشد ، ككشية و كشى ، لشحم ( 9 ) الضّبّ . از پس تذكير نعمت به وعظ در آمد و گفت ، از جملهء منافع زمين آن است كه : * ( مِنْها خَلَقْناكُمْ ) * ، شما را از او آفريديم ، يعنى پدر شما آدم را . و گفتند : نيز نفس شما را به آن معنى كه نطفه از طعامها پديد آيد و انواع طعام از زمين آفريد . * ( وَفِيها نُعِيدُكُمْ ) * ، به ابتدات ( 10 ) از او آفريدم و به انتها مراجعت با او باشد ، و بار ديگر ازوت بيرون آريم ، يعنى روز قيامت . بيان كرد كه : ابتدات از او آفريدم ( 11 ) تا بدانى كه تو را تكبّر نرسد كه از خاك راه هيچ ذليلتر نيست ، اصلت اين است كه مىدانى موطوء بالنّعال و الاقدام . و طبعت ، اين كه مىبينى في عظمة ( 12 ) ذى الجلال و الاكرام . آنچه اصل تو از آن است ، در زير قدم هر جاهلى نهاده‌اند تا هر كه عاقل باشد ، در وقت مفاخرت آن را تاج سر نسازد ( 13 ) . * ( وَفِيها نُعِيدُكُمْ ) * ، باز با خاكت خواهيم بردن تا امل دراز ندارى ،

--> ( 1 ) . لب : بخوارانيدن . ( 3 - 2 ) . آب ، آز ، مش : بعضى . ( 4 ) . آج ، لب : تو . ( 5 ) . آب ، آز ، مش : شما . ( 7 - 6 ) . سورهء عبس ( 80 ) آيهء 31 و 32 . ( 8 ) . آط : دلاتى ، به قياس با نسخه آب ، تصحيح شد ، آج ، لب : دلالتى . ( 9 ) . آط : اللحم ، با توجّه به نسخهء آب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . آج ، لب : ابتداءت . ( 11 ) . آب ، آز ، مش : آفريديم . ( 12 ) . آج : غطمه . ( 13 ) . لب : بسازد .